کنایات !

نشاط جوانی ام به دلهر های بی هدفم طعنه حواله  مید هد !

باور کن

تمام اینها یک تفکر ایده السیت مآبانه ایست که ما میخواهیم بی هیچ دغدغه ای
بخندیم !

کمی با من باش

خیلی ساکتم.
تو بی هیچ حرفی صدای نفس کشیدنم ُ گوش میکنی.
همینطور پیش میریم .
منتظرم یه حرف واسه تمام دلتنگی که وادار به سکوتم کرده بگی.
فکر میکنم که فهمیدی دلم برات تنگ شده.
بیشتر امیدوارم شدم تا چیزی بگی
و توبعد از چند دقیقه میگی : بهتره قطع کنی.

ناب

حس گردش توی یه جاده
بخاریه روشن توی ماشین
آهنگ لایتی که داره پخش میشه
تکونایی که دارم به خودم میدم
خندۀ آروم و لبخند سادۀ تو.
من و تو.

ببخشید

بس که هیچ خیری از این درس خواندن  حاصل نشد
حس ترک تحصیل باز به جانمان رسوخ نموده !!

آشنان

روزهای آشناییه ،  روزهای تصمیمات مهم  ُ آنی  و البته زودگذر.

تا بی کران

قشنگترین چیز اینه که ببینی همۀ کسانی که دوسشون داری از بودن با هم لذت میبرن
نا خود آگاه لبخند میزنی .