لامصب نمیدانم چرا بعضی موقع ها حرف زدنم نمیآید نه اینکه خوشم نیاید از آن بحث ها ، این طور نیست اما نمیدانم چه سیستم گندی دارم که زورم می آید.
مـــــن
گاهی حتی حوصله ی نوشتن هم نیست. در دلم حرف میزنم
حس میکنم
تنهایی ام را در میان روزهای دلتنگ زندگی ام
تمام خواسته های ساده ای که نباید برآورده شوند
اندیشۀ نفس گرمی که بعد از کلی هق هق به گردنم میخورد
تمام خواسته های ساده ای که نباید برآورده شوند
اندیشۀ نفس گرمی که بعد از کلی هق هق به گردنم میخورد
بی خیالی
دیگر به این فکر نمیکنم که موهایم موخوره دارد
اصلا برایم مهم نیست که چند ترم عقب افتاده این واحدها
اهمیتی ندارد برایم ای دی اس ال وصل است یا نه
یک چیز خیلی اذیتم میکند .
تو اینــــــــــــــــــــــجا نیــــــــســـــــــــتی
اصلا برایم مهم نیست که چند ترم عقب افتاده این واحدها
اهمیتی ندارد برایم ای دی اس ال وصل است یا نه
یک چیز خیلی اذیتم میکند .
تو اینــــــــــــــــــــــجا نیــــــــســـــــــــتی
با من راه بیا
کمی مدارا کن تا خودم را جم ُ جور کنم !
میشوم همان بید عاقل خودت ، دارم با خودم کنار میایم
میشوم همان بید عاقل خودت ، دارم با خودم کنار میایم
دل خوشی
نوشته هایم هنوز هم نوعی دلخوشی برایم به همراه دارند .
مینویسم حرفهایی که شاید حوصلۀ گفتنشان را به هزار ُ یک دلیل ندارم .
کاغذ های خط خطی دور ُ برم هم خسته شده اند . مچاله و منزوی
مینویسم حرفهایی که شاید حوصلۀ گفتنشان را به هزار ُ یک دلیل ندارم .
کاغذ های خط خطی دور ُ برم هم خسته شده اند . مچاله و منزوی
اشتراک در:
نظرات (Atom)